تبلیغات
عشق من و تو - خلاصه ای از عشق,عاشق ومعشوق



Admin Logo
themebox Logo
.دوستت دارم. ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ...I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........ I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ...I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you ...I Love you ..I Love you .I Love you .I Love you .I Love you ..I Love you ...I Love you ....I Love you .....I Love you ......I Love you .......I Love you ........I Love you ........I Love you ........I Love you .......I Love you ......I Love you .....I Love you ....I Love you



تاریخ:یکشنبه 24 بهمن 1389-08:26 ب.ظ

نویسنده :سیدعلی بهشتی

خلاصه ای از عشق,عاشق ومعشوق

چیزی که اینبار می خواهم در موردش صحبت کنم ،سخن همیشه تازه بر زبانهاست.از وقتی انسان خلق شده با عشق سرو کار داشته و تا وقتی انسانی در آینده وجود دارد،موضوع عشق و عاشقی پا برجاست .در هر کشور و هر نژادی و زبانی آثاری درباره عشق وجود داره و هرکس که دستی به قلم داشته در قالب شعر، نوشته و موسیقی در موردش صحبت کرده. درسته که گفتم خلاصه ای از عشق می خواهم بگم ولی همین خلاصه اش خیلی طول کشید.برا همین مجبورم چند قسمتش کنم.اگه قرار بود مفصل بگم که چند جلد کتاب میشه در مورش نوشتنیشخند ولی به همین خلاصه بسنده میکنم.چشمک چیزی که معلوم نشده اینه که بلاخره عشق خوبه یا بده؟عاشق شدن خوبه یا بده؟و........

بعضی ها تا تونستند از عشق بد گفتن ، از درد و عذابی که داره و اینکه چقدر آدمها بخاطر عشق نابود شدند و به اصطلاح چشمشون کور شد به حقایق و از این حرفا....

بعضی هم عشق را بالاترین مرتبه زندگی دونستند و همه چیز را خلاصه در عشق می دونند و زندگی بدون عشق را همچون زندگی حیوانی قلمداد کردند.تنها راه موفقییت را عاشق شدن می دونستند و اینکه انسان باید دست از هر کاری بکشه و فقط  در پی معشوق خودش باشه و از حرفا......

ولی من هم مخالف هر دو مورد بالا هستم و هم موافق. چون بعضی از جاها اولی درست میگه ولی نه به این دلیل که کلاً عشق را بی خیال بشیم و بعضی موارد هم دومی درست میگه ولی با این حال دلیل نمیشه مثل مجنون زندگی کنیم که همش در پی لیلی بود.اما با این حال مورد دومی کمی به واقعیت نظر من نزدیکتره تا اولی....

مطالب که می خوام بگن بخشی از اون برگرفته از کتاب مهمانی افلاطون است که در اونجا سقراط حکیم از عشق گفته و من با خوندن اون به خیلی از حقایق عشق رسیدم و دید بهتری نسبت به قبل پیدا کردم.تصمیم گرفتم با شما هم در میون بگذارم تا در این خوشی که پس از خوندنش به من دست داد شما را هم شریک کنم.

برخلاف کسانی که عشق را بد یا خوب میدونن باید بگم طرز تعریف عشق را از پایه اشتباه شروع کردند.مثل اینکه  حرف زدن را یکی بگه خوبه و دیگری بگه بده!حرف زدن یک عمله! عشق هم یک عمله.یعنی میتونه این عمل زشت باشه و یا  زیبا.پس نباید بطور کلی اون را بد یا خوب  به حساب آورد.اگر عشق ورزیدن یه عاشق در راه رسیدن هدف اصلی عشق باشه اون عشق زیبا و در نتیجه خوبه و باید ادامه بده ولی اگر غیر از اون باشه اون عشق زشت و بد به حساب میاد.اینکه هدف عشق چیه را بعداً میگم.

خوب خیلی ها مسلماً تا ازشون بپرسیم عشق بد و یا خوب چی میتونه باشه، جوابش را بلد هستند و میگند عشق آسمانی و پاک عشق خوبیه و عشق زمینی عشق بدیه.خوب این خیلی نا مفهومه.برای همینه که یه عده را به عشق بدبین کرده و هر چی عشق بین دو جنس مخالف بوده را زمینی و بد دونسته و فقط عشق به خداوند را آسمانی اسم گذاشتن. یه عده دیگر هم هر رابطه ای بین دو نفر  را عشق آسمونی میدونند و عشق انسان به خدا را محال میدونن و همینطور عشق زمینی را عشق به غیر از انسان به حساب آوردن.مثل عشق به پول،عشق به مقام و .......

خوب باید بگم اولاً نوع دسته بندی اون دو گروه ایراد داره و دوماً هر دو نوع عشق زمینی و آسمانی برای ما مفیده و باید بکارش ببندیم.! البته درجه و مرتبه عشق آسمانی خیلی بالاست و وفاداری و ایثار در عشقی که آسمانی باشه خیلی بالاتر از عشق زمینیه. خوب باید دسته بندی کنم تا بهتر متوجه منظورم بشین.توی این دسته بندی هر عشقی که به ظاهر قضایای این دنیا باشه عشق زمینی و هرچی که به باطن و عالم ماوراء طبیعه باشه آسمانی میگیم.اما چرا میگم هر دو مفیده؟ چون تا عشق زمینی را تجربه نکنیم به عشق آسمونی نمیرسیم و اصلاً درکی از عشق پیدا نخواهیم کرد.پس اون دسته که خودشون را از عشق زمینی دور میکنند فکر نکنند یک دفعه به عشق آسمانی میرسند و به خدا نزدیک میشوند و از این جور فکرا(قابل توجه گروه اول و بدبین به عشق) و اون دسته هم که همه چی را خلاصه در عشق بین انسان میدونند هیچ وقت درکی از عشق آسمانی پیدا نمیکنند و به خیال خودشون در عشق آسمانی با معشوق خودشون هستند واز این جور فکرا(قابل توجه گروه دوم و زیادی خوش بین).پس حالا باید چکار کنیم؟تکلیف اونایی که می خوان عشق واقعی داشته باشن چیه؟

خیلی آسونه ..! کافیه  که هدف عشق را بشناسیم و بعد با کمک عشق زمینی و آسمانی به هدف برسیم.ولی باز قبل از اینکه هدف عشق را بگم یه نکته مهم را باید توضیح بدم که اون دلیل اصلی ایجاد این هدف برای عشق میشه.یعنی اگر این خصلت نبود هدفی هم برای عشق و عاشق شدن وجود نداشت.پس......بحث ما در مورد آدمیزاده و این موجود نه خوبه و نه بد.بلکه همیشه حد وسط بین خوبی و بدیه.چون اگه خوبه خوب باشه پس دیگه انسان نیست و احتیاجی به اینکه خوبتر از اینم  بشه نداره و این غیر ممکنه چون از ویژگی خاص خداست که در خوبی کامله.انسان بدِ بد هم نداریم.چون بلاخره بدترین آدم روی زمین باز کار خوب حتی برای یکبار هم شده انجام داده و اگه چنین چیزی هم بالفرض داشتیم باز نیازی به خوبی دیگران نداشت و  بدی  عملش را خوبترین عمل و خودش را کاملترین انسان به حساب می آورد.پس با همین دلایل بالا معلوم میشه ما انسانها همیشه چیزی بین خوبی و بدی هستیم،منتها با درجه های مختلف  (بجز آنهایی که درجا میزنند و فکر می کنند هر کاری می کنند خوبه)   و اکثراً می خواهیم از همینی که هستیم بهتر بشیم. پس همیشه به دنبال کسی هستیم که ما را از این که هست بهتر کنه.یکی از علتهای اینکه انسان یکی را معبود خودش میکنه همینه.  چه بت پرست ،چه خدا پرست برای خودش معبودی داره که اونا از خودش بهتره میدونه ! معبود های کوچکتری هم داریم که در اطراف ما هستند و چون از ما بهترن ما اونا را خیلی عزیز می دونیم،اونا را الگوی زندگیمون میکنیم مثل طرز لباس پوشیدنمان یا برخوردمون از روی تقلید از فرد الگو و محبوبمان. یا سعی کردن به رسیدن به جایگاه اون. ولی جایی میرسه که بقدری علاقه مند میشیم که می خواهیم بدستش بیاریم.اینجاست که عاشق و معشوق بوجود میاد و گهگاه این رابطه دو طرفه هم هست یعنی اون طرف هم در ما چیزی میبینه که از خودش بهتر و والا تره و از اینکه در کنارمونه خوشحال میشه.البته هر چقدر هم رابطه دو طرفه باشه ولی باز یکی علاقه اش بیشتر از علاقه اون به اولیه.پس همیشه اونی که علاقه اش بیشتر را عاشق و اونی که کمتره را معشوق اسم میگداریم.پس رسیدن به خوبی به هر نحوی یه نوع عشق حساب میشه حالا اون خوبی میتونه یه آدم باشه یا خداوند و این خوبی را هم همه دوست دارند و می خواهن اونا بدست بیارند و حتی صاحب اون بشند.پس تلاش و کوشش می کنند که به خوبی برسند.خوب الان میتونم با این توصیفات هدف عشق را بگم.

و اما هدف عشق چیه؟اونا در قسمت بدی براتون خواهم گفت.......



How do you grow?
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:13 ق.ظ
Hi, for all time i used to check web site posts here in the early hours in the break of day,
because i like to learn more and more.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر



كد موسیقی برای وبلاگ



برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب